زرد آبی قرمز سفید مشکی
نمیدانم از کدام
رز...
برایت هدیه بیاورم تا در خاطرت بمانم
ای آنکه که
اشکهای
شبانه ام از آن توست...
نظرات شما عزیزان:
adam barfi 
ساعت19:45---6 آذر 1391
همیشه ازین روز میترسیدم
اما تو خود خوب میدانی که تنهایی من تمامی ندارد
و تو برای دل من آمدنی نیستی
و اینها همه خواب و خیال و رویایی بیش نبود
اگر قرار به آمدنی بودی تا به امروز آمده بودی
و پایانی بودی برای تمام شبهای بی کسی ام
روزهای سختی را پشت سرگذاشتم ،
با دلی مهربان پیش خواهم رفت
***
اما حال میدانم که دیگر کسی را ندارم که منتظرش بمانم
و هرروز و هرشبم را به انتظارش تمام کنم.
|